تبليغاتX
فیزیک آموزان نیوتون

سقوط آزاد

سقوط آزاد نمونه طبيعي حرکت با شتاب ثابت است. در اين حرکت جسم تحت تأثير نيروي وزن خود در يک مسير مستقيم سقوط مي کند. در سقوط آزاد جابه جايي در امتداد محور قائم است. مکان متحرک با y نشان داده مي شود. مبدأ نقطه اي است که سقوط از آن نقطه شروع مي شود. اگر جهت مثبت را رو به پايين اختيار کنيم مي توان نوشت

 

Y = 1/2 gt2 + v0t

V = gt + v0

v2 - v02 = 2gh

 

G شتاب گرانش است و مقدار آن حدود 8/9  m/s2  مي باشد. 

 

تصویر

+ نوشته شده توسط گروه تحقیقات فیزیک در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 10:29 |
+ نوشته شده توسط گروه تحقیقات فیزیک در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 13:3 |


img/daneshnameh_up/3/3c/mos4.jpg
img/daneshnameh_up/2/2c/mos2.jpg


مثلث ار اساسی ترین اشکال در هندسه میباشد.یک مثلث دارای سه راس است که سه ضلع این رئوس را به هم وصل میکند.در هندسه اقلیدسی این اضلاع خطوطی مستقیم هستند. ولی در هندسه کروی این اضلاع کمان هایی از دایره عظیمه میباشند.این دو نوع مثلث را میتوانید در شکلهای روبرو مشاهده نمایید.

انواع مثلث


  • مثلث متساوی الاضلاع: مثلثی است که دارای سه ضلع با طولهای مساوی است و زوایای داخلی این مثلث نیز با هم برابرند.
  • مثلث متساوی الساقین: مثلثی است که دارای دو ضلع با طولهای مساوی استو دو زاویه داخلی برابر دارد.
البته مثلث میتواند دارای سه ضلع با طولهای مختلف و زوایای غیر مساوی باشد.
  • مثلث قائم الزاویه: مثلثی را گویند که یکی از زوایای آن 90درجه باشد.نسبت های مثلثاتی مانند sin و cos ،بر روی مثلث قائم الزاویه تعریف میشوند.
  • مثلث منفرجه: مثلثی را گویند که یکی از زوایای داخلی آن بیشتر از 90 درجه باشد.
  • مثلث حاده : مثلثی را گویند که تمام زوایای داخلی آن کمتر از 90 درجه باشد.
300 سال قبل از میلاد اقلیدس ،اصول اولیه درباره مثلث را ارائه داد.به عنوان مثال یکی از اصول مهم در مورد مثلث این است که مجموع زوایای داخلی یک مثلث برابر 180 درجه است. بر اساس این اصل میتوان با معلوم بودن دو زاویه از مثلث اندازه زاویه سوم را بدست آورد.
یکی از مهمترین قضایای موجود در مثلثات
قضیه فیثاغورث میباشد.در این قضیه رابطه بین وتر و اضلاع قائم یک مثلث قائم الزاویه بیان میشود.

محاسبه مساحت مثلث

برای محاسبه مساحت یک مثلث روشهای مختلفی وجود داردو در ادامه به توضیح این روشها میپردازیم

روش هندسی

برای محاسبه مساحت یک مثلث باید طول ارتفاع مثلث و نیز طول قاعده(ضلعی که ارتفاع بر آن عمود است) آن را داشته باشیم.آنگاه میتوانیم از فرمول زیر استفاده کنیم:

در این فرمول b طول قاعده و h طول ارتفاع مثلث میباشد. در شکل زیر نحوه بدست آمدن این فرمول بیان شده است:


img/daneshnameh_up/5/5d/tri1.jpg
تبدیل مثلث به یک متوازی الاضلاع که دو برابر مثلث مساحت دارد وسپس تبدیل متوازی الضلاع به یک مستطیل

برای پیدا کردن مساحت مثلث (قسمت سبز) ابتدا یک کپی از مثلث (قسمت آبی) را برداشته و آن را 180 درجه میچرخانیم و به مثلث اولیه متصل میکنیم تا یک متوازی الاضلاع بدست آید. با بریدن قسمتی از متوازی الاضلاع و متصل کردن آن به ضلع دیگر آن(همانند شکل) یک مستطیل ایجاد میشود. چون مساحت مستطیل برابر bh است .پس مساحت مثلث اولیه، نصف این مساحت خواهد بود.



روش برداری

img/daneshnameh_up/5/5f/PARAL1.jpg
محاسبه مساحت متوازی الاضلاع با استفاده
از ضرب خارجی دو بردار

مساحت یک متوازی الاضلاع را میتوان با استفاده از بردارها محاسبه کرد.اگر AB,AC را مطابق شکل فرض کنیم آنگاه مساحت ABCD برابر |AB × AC| خواهد بود.این مفدار ،اندازه ضرب خارجی دو بردار AB و AC میباشد.پس مساحت مثلث ABC برابر با نصف اندازه ضرب خارجی دو بردار AB و AC خواهد شد.





روش مثلثاتی

img/daneshnameh_up/8/8f/tri5.jpg
استفاده از مثلثات
برای پیدا کردن ارتفاع مثلث


ارتفاع یک مثلث را میتوان با استفاده از روابط مثلثاتی بدست آورد.به عنوان مثال در شکل روبرو ارتفاع مثلث از فرمول محاسبه میشود.اگر این فرمول را درفرمول جایگذاری کنیم فرمول بدست می آید:



روش مختصاتی


فرض میکنیم نقطه A به مختصات (0, 0)یک راس از مثلث باشد و نقاط B به مختصات(x1y1) و C به مختصات(x2y2) دو راس دیگر مثلث باشند.در این صورت مساحت مثلث نصف مقدار|x1y2 − x2y1| خواهد شد.

فرمول heron


راه دیگر محاسبه مساحت مثلث استفاده از فرمول heron است. این فرمول به صورت زیر است:

+
 

 

                                           img/daneshnameh_up/f/fc/vect.jpg

+ نوشته شده توسط گروه تحقیقات فیزیک در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 11:32 |

بخش اول

                                    فيزيک و اندازه گيری

 

در اين فصل، به تشريح موضوع علم فيزيک مي پردازيم. پس با زمينه هايي که فيزيک در آنها کاربرد دارد و شاخه هاي مختلف علم فيزيک آشنا مي شويم. سرانجام به اهميت اندازه گيري در فيزيک و کميتهاي اصلي و فرعي و کميتهاي نرده اي و بُرداري و عمليات جبري آنها مي پردازيم.

 

تاريخچه پيدايش و گسترش فيزيک

علم مطالعه حرکت، نيرو، انرژي و اثرات آنها بر ماده را علم فيزيک گويند. واژه فيزيک از واژه باستاني يوناني physis  به معناي طبيعت و ماهيت گرفته شده است. فيلسوفان آسياي صغير، نخستين کساني بودند که پرسشهايي درباره طبيعت و ماهيت بنيادي (physis) دنياي مادي مطرح ساختند (در سده هفتم قبل از ميلاد مسيح).

ارشميدس بر روي مبحث ايستاشناسي (استاتيک) و هيدوراستاتيک کار کرد که به روشهاي امروزي بسيار نزديک بود. پس از ظهور و گسترش اسلام، دانشمندان کشورهاي اسلامي از قبيل ابوريحان بيروني، ابن هيثم، خواجه نصيرالدين طوسي و بسياري ديگر، علم فيزيک را در زمينه هاي نجوم و اپتيک گسترش دادند.

گاليله دستگاههاي ساده را با توجه به اصول «اندازه گيري تجربي» و «تجزيه رياضي» توصيف کرد. گاليه نشان داد که قانونهاي طبيعت از معادله هاي رياضي ساده اي پيروي مي کنند. از آن زمان تاکنون فيزيکدانان در جستجوي روابط رياضي اي هستند که نتايج اندازه گيريها را به هم مربوط مي کنند. مفاهيم اساسي در فيزيک بر حسب اندازه گيريها بيان مي شوند و هدف هر نظريه فيزيکي بيان ارتباط نتيجه چند اندازه گيري به همديگر است.

 

 

ارکان علم فيزيک

روش فيزيک روش گاليله است که بعداً توسط نيوتون تکميل شد. يعني موضوع مورد نظر توسط تجربه (انجام آزمايش) و تجريه و تحليل رياضي بررسي مي شود. براي انجام آزمايش در فيزيک ،معمولاً ابتدا يک رشته اندازه گيري انجام مي شود. مجموعه فعاليتهاي تجربي را مشاهده مي گويند. نتيجه مشاهده ها و اندازه گيريها، شالوده کار دو مرحله تجزيه و تحليل رياضي را فراهم مي سازد.

 

فيزيکداناني که بيشتر در زمينه طرح ريزي و انجام آزمايشها و جمع آوري اطلاعات از طريق اندازه گيري پژوهش مي کنند فيزيکدانان تجربي هستند. مجموعه اي از مدلها و رابطه هايي که از طريق تجربه ها به دست مي آيند، يک نظريه (تئوري) را مي سازند. فيزيکداناني که با تجريه و تحليل داده هاي تجربي (مشاهده ها) نظريه مي سازند. فيزيکدانان نظري يا نظريه پرداز هستند.

 

 

کاربردهاي فيزيک

مطالعه هر بخش از جهان پيرامون ما بدون دانش فيزيک ميسر نيست. شما با فراگيري فيزيک مي آموزيد که چگونه: مشاهده کنيد، بررسي کنيد، آزمايش کنيد و نتايج آزمايشها را به صورت مناسب ثبت کنيد. براي آموختن فيزيک بايد با کسب مهارت رياضي لازم بتوانيد نتايج و مفاهيم را با جملات دقيق بيان کنيد.

 

شاخه هاي مختلف فيزيک شامل فيزيک ماده چگال، اختر فيزيک، فيزيک هسته اي، فيزيک اتمي و مولکولي و ليزر، فيزيک ذره هاي بنيادي، فيزيک بنيادي و ... مي باشد. فيزيک در زمينه هاي زيادي از قبيل پزشکي، رايانه اي، هواشناسي، مواد، مخابرات، صنعت و ... کاربرد دارد.

 

 

اندازه گيري

اهميت اندازه گيري در فيزيک آنقدر زياد است که مي توان گفت «فيزيک علم اندازه گيري است.» دانشمندان براي آن که رقمهاي حاصل از اندازه گيريهاي مختلف يک کميت با هم مقايسه پذير باشند در نشستهاي بين المللي توافق کرده اند که براي هر کميت مکاني معين تعريف کنند.

 

يکاي (واحد) هر کميت بايد به گونه اي باشد که در شرايط فيزيکي تعيين شده تغيير نکند و در دسترس باشد. مجموعه يکاهاي مورد توافق بين المللي را به اختصار يکاهاي SI مي نامند.

 

 

يکاهاي اصلي و فرعي

بعضي کميتهاي اصلي فيزيک عبارتند از طول، جرم و زمان و يکاهاي اصلي، يکاهاي اين کميتهاي اصلي اند.

 

يکاهاي اصلي

کميتهاي اصلي

(M) متر

طول

(Kg) کيلوگرم

جرم

(s) ثانيه

زمان

 

کميتهاي فرعي مثل مساحت، حجم، سرعت و ... با استفاده يا رابطه هايي با کميتهاي اصلي به دست مي آيند. يکاي کميتهاي فرعي هم با استفاده از اين روابط تعريف مي شود. مثلاً مسافت که از حاصل ضرب دو طول به دست مي آيد m2  = m×m (متر مربع) مي باشد.

 

 

يکاي مناسب براي کميتهاي خيلي بزرگ يا خيلي کوچک

يکاهاي کوچکتر و يا بزرگتر را توسط پيشوندي که به يکاي مربوط اضافه مي شود.

 نامگذاري مي کنند. مثلاًً از پيشوند «سانتي» براي

1

100

استفاده مي شود. يعني اگر يک متر

 را به صد قسمت مساوي تقسيم کنيم هر قسمت يک سانتيمتر است. جدول زير مربوط به اين پيشوندها است.

 

پيشوند

مضرب

نماد

پيشوند

مضرب

نماد

دسي

1/10 = 10-1

d

دکا

10

da

سانتي

1/100 = 10-2

c

هکتو

100

h

ميلي

1/1000 = 10-3

m

کيلو

1000

k

ميکرو

1/10= 10-6

m

مگا

106

M

نانو

1/109=10-9

n

گيگا

109

G

پيکو

1/1012 =10-12

p

ترا

1012

T

 

 

نماد گذاري علمي

در نماد گذاري علمي هر مقدار را به صورت حاصل ضرب عددي بين ۱ و ۱۰ و توان صحيحي از ۱۰ مي نويسند. مثال:

 

106 × 63/5= 5630000

%820 = 8/2 * 10-2

 

وسايل اندازه گيري

وسايل اندازه گيري با توجه به کميت مورد اندازه گيري انتخاب و طراحي مي شوند. مثلاً براي اندازه گيري طول و عرض يک اتاق از متر نواري و براي اندازه گيري طول و عرض يک کتاب از يک خط کش استفاده مي شود. براي اندازه گيري جرم جسم از ترازو، براي اندازه گيري زمان از ساعت و براي اندازه گيري حجم مايعها از پيمانه ها يا ظرفهاي مدرج استفاده مي شود.

 

 

دقت اندازه گيري

کمترين مقداري را که يک وسيله مي تواند اندازه بگيرد دقت اندازه گيري با آن وسيله مي نامند. به عنوان مثال دقت اندازه گيري يک خط کش معمولي در حد ميلي متر است و براي اندازه گيري طول کمتر از ميلي متر بايد از وسيله اي که دقت آن بيشتر باشد مثل کولين يا ريز سنج استفاده کرد.

 

 

کميتهاي فيزيکي

کميتهاي فيزيکي دو دسته اند: نرده اي و برداري

کميتهاي نرده اي: اين کميتها با معلوم شدن مقدارشان معرفي و مشخص مي شوند مثل حجم سطح، جرم، زمان، طول، انرژي، چگالي و ... اين کميتها از قاعده هاي متداول در حساب پيروي مي کنند.

 

کميتهاي برداري: اين کميتها علاوه بر بزرگي (مقدار)، جهت (راستا و سو) دارند و از قاعده جمع برداري پيروي مي کنند.

 

بردارهايي که اندازه جهت آنها يکسان است و راستاهاي موازي دارند و بردارهاي هم سنگ يا مساوي گويند.

جابه جايي:

جابه جايي يک جسم، پاره خط جهت داري است که ابتداي آن مکان آغازي و انتهاي آن مکان پاياني جسم و طول آن مقدار تغيير مکان است. دو جابه جايي را وقتي برابر مي گويند که به يک اندازه و در يک جهت (هم راستا و هم سو) باشند. 

جمع بردارهاي جابه جايي

حاصل جمع دو يا چند برادر را برآيند آن بردارها (يا بردار برآيند) مي نامند. براي يافتن برآيند دو بردارa  و  bمي توانيم از يک نقطه دو بردار برابرa  و  bرسم کنيم. بردار برآيند قطر متوازي الاضلاعي است که نقطه شروع دو بردار را به رأس مقابل وصل مي کند. (قاعده متوازي الاضلاع براي جمع بردارها)

نکته: بردار برآيند از رابطه ي زير نيز به دست مي آيد.

 

R = √(a2 + b2 + 2abcos)

 

جمع برداري خاصيت جابه جايي دارد يعني به ترتيب بردارها بستگي ندارد. يک روش ديگر براي جمع دو يا چند بردار اين است که از انتهاي بردار اول برداري مساوي بردار دوم و از انتهاي بردار دوم برداري مساوي بردار سوم و همين طور تا آخر رسم کنيم. بردار برآيند برداري است که ابتداي آن ابتداي بردار اول و انتهاي آن انتهاي بردار آخر باشد.

مثال: بردار برآيند بردارهاي a و  bو c را به دست آوريد.

 

پاسخ: بردارهاي مساويa  و  bو c را پشت هم رسم مي کنيم و ابتداي بردار اول را به انتهاي بردار آخر وصل مي کنيم.

نکته: اگر دو بردار a  و  b بر هم عمود باشند. بزرگي بردار برآيند (R) از رابطه زير به دست مي آيد:

R = √(a2 + b2)

 

حاصل ضرب يک عدد در يک بردار

هر گاه عدد m را در يک بردار ضرب کنيم، بزرگي بردار حاصل  m برابر بردار اول است.

جهت بردار حاصل ضرب با بردار اوليه يکي است ® 0 >m

بردار حاصل ضرب در خلاف جهت بردار اوليه است ® 0<m

(يعني وقتي برداري را در يک عدد مثبت ضرب مي کنيم فقط بزرگي آن تغيير مي کند؛ ولي وقتي در يک عدد منفي ضرب مي کنيم جهت آن نيز تغيير مي کند.)

 

 

تفريق دو بردار

حاصل تفريق دو بردار نيز يک بردار است. براي تفريق دو بردار ابتدا از يک نقطه به عنوان مبدأ، دو بردار  a و  bرا رسم مي کنيم. بردار c حاصل تفريق بردارهاي a و  bاست و راستاي c  انتها بردارهاي  a و   bرا به هم وصل مي کند.

 

 

C= a - b

 

 

 

C = b - a

 

 

سؤالات:

1– اندازه دو نيري عمود بر هم F2=5N   و   F1= 12Nرا پيدا کنيد.

 

R2 = (F1)2 + (F2)2 = 122 + 52 Þ   R2 = 169  Þ   R = √169 = 13N

 

2 – برآيند نيروهاي زير را محاسبه کنيد و رسم کنيد.

 

 

 

پاسخ: دو نيروي ۴۰ نيوتني به هم عمود هستند و برآيند اين دو نيرو با نيروي   250 نيوتن در يک راستا و مختلف الجهت است. پس ابتدا برآيند دو نيروي ۴۰ نيوتني را به دست مي آوريم.

R12 = F12 + F12

R12 = 2F12

√R12 = √2F12

R1 = 40√2

®

R12 = F12 + F22

F1 = F2

           

                                                   

 

حال برآيند F3 و R1 را به دست مي آوريم.

 

R =50√2 - 40√2 = 10√2N

 

3– برآيند دو نيروي F1 و F2 که با هم زاويه ۱۲۰ مي سازند مساوي ۱۰ نيوتن است. اگر F1=F2